عید غدیر در اصفهان
شب عید از تهران به سمت اصفهان راه افتادیم محمدحسین بیدار بود اما هنوز به عوارضی نرسیده بودیم که خوابید عوارضی قم برا نماز ایستادیم که محمدحسین بیدار شد قربون اخلاقش برم که بیدار که میشه پامیشه میخنده تو راه سوپشو دادم و با عروسکش سرگرمش کردم تا برسیم مدام شیطونی میکردی با یه کشک سرتو حسابی گرم کردم تا کشک می افتاد جیغ میزدی اول رفتیم خونه خودمون باباحسین و مامان فاطمه دلشون برات یه ذره شده بود بعد هم رفتیم خونه بابایی مامان نرگس هم دلش خیییییییییلی برات تنگ شده بود مامان نرگس یه لباس خییییییییلی خوشگل برات بافتند دستشون درد نکنه اینم عکسش شب همونجا خوابیدیم ...
نویسنده :
مامان مریم
20:48


